نوشته های گاه و بی گاهم
 

آدم ها می آیند! 

زندگی می کنند! 

می میرند!

و می روند!

اما فاجعه ی زندگی تو!

آن هنگام آغاز می شود که!

آدمی می رود اما نمی میرد!

می ماند!

و نبودنش در بودن تو!

چنان ته نشین می شود که!

تو می میری!

در حالی که زنده ای!


می بندم این صفحه را

تا روزی که شاید هیچ وقت نیاید

مثل همه آرزو های بر باد رفته ام.


پيام ها()        link        جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ - ملیحه

 

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

آخه از روشنی هیچ خیری ندیدم

عاشق تلخی انتهای عشقم

حالا که به آخر قصه رسیدم

 

عاشق رنگ شب و رنگ غروبم

عاشق مرگ دقیقه های خوبم

با تمام اشتیاق آروم آروم

به در بسته بی کسی می کوبم

 

عاشق شبای دل مردگی هستم

عاشق تنهایی و خستگی هستم

حالا که این زندگی شبیه مرگه

بی امون عاشق این زندگی هستم

 

خنده داره دیگه دلسوزی به حالم

خط کشیدن روی روزای محالم

همه آینده من واسه تو

من فقط گذشته مونده تو خیالم

 

تنهایی سهم منه خیلی عزیزه

نمی خوام کسی اون و ازم بگیره

دیگه تنهاییم و به دنیا نمیدم 

نمی زارم دل تنهاییم  بمیره

 

تو اون چشمای روشن به سلامت

لحظه ها و می کشم تو قاب ساعت

خسته ام از تو این همه .....


 

 

پيام ها()        link        پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ - ملیحه

 

 

از تنهایی گریزی نیست

بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند

نمی خواهم کسی

شال گردن اضافیش را

دور گردن آدم برفی احساس من

بیاندازد.


پيام ها()        link        یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ - ملیحه

 

 

درد دارد

وقتی چیزی را که

با وجودت جمع زده ای

کسر می کنی.


پيام ها()        link        یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ - ملیحه

 

 

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند

آسمان را دریاب

 

 

 

پيام ها()        link        شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠ - ملیحه

 

 

تنهایی یعنی؛

ذهنم پر از تو ،خالی از دیگران است...

اما کنارم خالی از تو و

پر از دیگران است...

 

پيام ها()        link        دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ - ملیحه

 

گاه دلتنگ می شوم،دلتنگتر از همه دلتنگی ها...

گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم

باختن ها را

صدای شکستن ها را 

نمی دانم  من کدامین امید را نا امید کرده ام 

کدام خواهش راه نشنیدام

به کدام دلتنگی خندیدم

که این چنین دلتنگم ...

دلتنگم، دلتنگ!

دلم یه بغل،پر از احساس دوست داشتن می خواد

آخه عقده ای شده

از بس ندیده طفلی...

 

پيام ها()        link        جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠ - ملیحه

 

این روزا خوش شانسی  پشت خوش شانسی

اون از تصادف چند روز قبل

بعدشم گوشی موبایلم که رفت پیش اون دو تای قبلی

دیگه عمرا به گوشی پول بدم

فعلا دو روزه دارم که دارم بدون گوشی سر می کنم

مثل نبود خیلی چیزای دیگه که داره به سختی می گذره

 ناراحت

اینم از انتخاب واحد

تابستون بدون انتخاب واحد میرم کار آموزی

حالام  بخاطر حواس جمع ام 

 کلا از انتخاب واحد جا موندم

 ناراحتگریه

 

 

پيام ها()        link        دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ - ملیحه

 

توی این شهر شلوغ

تو حال خودتی و 

داری خاطرات تو از تو  ذهنت می گذرونی و

موزیک گوش می کنی.

"گل اشک و تو چشام   کاشت و رفتی

من تو غربت عشق   گذاشتی رفتی

بی کلامی    بی نشونی

منو با خاطرهات    گذاشتی رفتی

اون چشات و   اون نگاتو   و خندهاتو

خاطرات شده آتیش   تو وجودم

زرد زردم    تو بهارو   مثل برکه   تو رکودم

منکه روزی با غرورم

دل سنگ و می شکستم

پس چرا زود با یه لبخند

دل به چشمای تو بستم

منکه روزی با نگاهم

غنچه میکرد گل گلدون

پس چرا با رفتن تو

شده چشمام سرد و گریون

....

با یه صدای ناهنجار به خودت میای می بینی

بعله 

تصادف کردی

کی بود؟ چی بود؟ ....

 

پيام ها()        link        پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ - ملیحه

 

 بوی هجرت می اید  

 بالش من پر آواز پر چلچله ها ست

 صبح خواهد شد

 و به این کاسه آب  

 آسمان هجرت خواهد کرد  

 باید امشب بروم 

 من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم 

 حرفی از جنس زمان نشنیدم

 هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود

 کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

 هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

 من به اندازه یک ابر دلم میگیرد  

 وقتی از پنجره می بینم حوری

 دختر بالغ همسایه 

 پای کمیاب ترین نارون روی زمین

 فقه می خواند

 باید امشب بروم

 باید امشب چمدانی را 

 که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

 و به سمتی بروم 

 که درختان حماسی پیداست

 رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند  

یک نفر باز صدا زد : .....

 

پيام ها()        link        پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠ - ملیحه